عملکرد پوشش های بتنی تا حد زیادی به عملکرد رضایت بخش درزهای آنها بستگی دارد. طراحی محل درزها که در واقع همراه با پیش بینی محل ترک خوردگی می باشد، نه تنها یک دانش کاربردی بلکه هنر ظریفی می باشد. دال های بتنی در معرض تغییر مکان های دائمی مختلف، از جمله تغییر مکانهای ناشی از خشک شدن، انقباض و خزش می باشند. چنانچه در دالها درزها به درستی تعبیه و طراحی نشوند نیروهای کششی ناشی از انقباض بتن باعث ترک خوردگی خواهد شد. مبحث ترک خوردگی در دالها آنچنان مهم است که بعضی از معماران و مشتریان ترک های انقباضی را نشانه گسیختگی دال می پندارند. بتن نیز مانند سایر مصالح با تغییر حرارت و رطوبت انبساط و انقباض می یابد. این تغییرات حجمی می توانند باعث ایجاد ترک خوردگی شوند. پیش بینی محل ترک و تعبیه درز در آن نقطه، از تمرکز تنش و ترک خوردگی جلوگیری خواهد نمود. این درزها در واقع نیروهای به وجود آمده ناشی از تغییرات حرارتی و رطوبتی را باز توزیع و محو می نمایند. عدم وجود و یا کم تعداد بودن درزهای کنترلی باعث ایجاد ترک های نامرئی و البته مخرب می گردد .اگر قرار باشد این درزها کارکرد ویژه خود را حفظ نمایند باید به درستی محل یابی و اجرا شوند. چنانچه اجزای یک مخلوط بتنی به درستی و به نحو یکنواختی با هم مخلوط شوند، حجم آن پس از اختلاط دارای بیشترین مقدار است. پس از این مرحله و همراه با تبخیر آب به علت حرارت محیط و نیز به سطح آمدن آب شرکت نکرده در واکنش، به علت پدیده مویینگی، کاهش حجم بتن آغاز می شود. این کاهش حجم برای رسیدن بتن از حالت اشباع به حالت خشک تقریباً معادل 66/0 به ازای هر 100 فوت می باشد. باید توجه داشت اغلب خود پدیده انقباض علت اصلی ترک خوردگی نمی باشد بلکه علت اصلی آن، قیود انقباضی و شرایط مقید بودن بتن می باشد. وجود اختلاف ارتفاع در سطح بتن ریزی، جنس سطح بتن ریزی و وجود دیوار و یا دیگر موانع سازهای همگی از عواملی هستند که در تعریف میزان مقید سازی سطح دخالت دارند. به طور کلی هر قیدی که باعث ایجاد تمرکز تنش در حین انقباض بتن شود، محرکی برای ایجاد ترک می باشد مگر آنکه با تعبیه درزهای مناسب از وقوع ترک خوردگی جلوگیری نمود.
1-درزهای انبساطی یا جداسازی
در واقع این درزها در یک محل مشخص تعبیه می شوند تا دال حین انبساط و یا حرکت، به سازه های مجاورش صدمه نزند. هدف از کاربرد درزهای انبساطی یا جداسازی آن است که امکان حرکت آزادانه و مستقل قائم و افقی بین دال و سازه های مجاور بوجود آید. این سازه های مجاور می توانند دیوارها، ستون ها و پی ها و یا محل های بارگذاری باشند. حرکت و درجه آزادی این المان های سازه ای نسبت به المان های مجاور بر روی دال به علت متفاوت بودن شرایط تکیه گاهی متفاوت می باشد. لذا اگر دال به صورت صلب به ستون ها یا دیوارها متصل شود، ترک خوردگی محتمل خواهد بود. درزهای جداسازی ممکن است از نوع درزهای انبساطی باشند. به طور کلی این نوع درز ها می توانند مربعی شکل یا دایروی نیز باشند. (مثلاً در اطراف ستون) مزیت شکل دایروی آن است که در آن گوشه هایی که محل تمرکز تنش است، وجود ندارد. باید اذعان نمود که امروزه طراحی های خوب و نگهداری مناسب درزهای ساخت و ساز (اجرایی)، نیاز به طراحی درزهای انبساطی را مگر در اطراف اجزاء ثابت ساختمان از بین برده است. حرکت کف در طی زمان به تدریج درزهای انبساطی را می بندد و در نتیجه امر، ممکن است درزهای انقباضی مجاور باز شوند و درزگیرها و قفل و بست آنها دچار آسیب گردد.
2-درزهای ساخت و ساز (اجرایی)
این نوع درزها که از انواع درزها و درزبندهای بتن است و به درزهای سرد نیز معروفند بر خلاف 2 نوع درز دیگر به منظور تسهیل حرکت بتن و اجازة تغییر مکان آن ساخته نمی شوند بلکه معمولاً در پایان شیفت کاری یا روز کاری بالاجبار ساخته می شوند. البته نوع این درزها ممکن است بعدها به درزهای انقباضی یا درزهای طولی تبدیل شود
3-درزهای کنترلی (انقباضی)
این درز ها محل ترک خوردگی ناشی از تغییر طول ابعاد دال بتنی را تنظیم می نماید به نحوی که ترک ها به محل درزها منتقل میشوند. این درز ها برای کنترل ترک هایی است که از تنش های کششی ـ خمشی به وجود آمده در بتن ناشی میشوند. این تنش ها خود ممکن است از عوامل مختلفی چون هیدراتاسیون سیمان، شرایط محیطی و بارهای عبوری استاتیکی و دینامیکی سرچشمه بگیرند. با توجه به آنکه تعداد این درزها زیاد است لذا اجرای آنها عملکرد بتن و کفپوش را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد.

1-هدف از کاربرد درزگیرهای بتن جلوگیری از نفوذ آب و مصالح غیر قابل تراکم به داخل درز می باشد. نفوذ آب باعث تخریب درز می گردد. مصالح غیر قابل تراکم نیز از نزدیک شدن لبه درزها در حین انبساط دال جلوگیری کرده و به تخریب درز می انجامد.
2- سطح روی درز بعد از اجرا باید مقداری نسبت به سطح کف سازی عمق داشته باشد تا در معرض سایش بیرون قرار نگیرد. پر کردن درز انبساط بدین شکل است که لایه زیری درز را از سیلیس یا یونولیت یا پلاستوفوم و یا ماسه و شن پرمیکنند و لایه رویی با پوشش ماستیک اجرا میشود.
ماستیک های درزبندی یا از جنس قیری میباشد یا از جنس پلی یورتان.
ماستیک از نوع قیری :
به دو صورت گرم و سرد اجرا میشود. انعطاف آنها تا دو برابر سطح مقطع میباشد. روش گرم به یک راکتور جهت حرارت دهی و یک تیم مجرب نیاز دارد. هزینه آن گران قیمت میباشد. ماستیک قیری از نوع سرد به صورت ماله کشی انجام میشود.
ماستیک پلی یورتان:
یک ماستیک بر پایه رزین ایزو استات سیانات تک جز بوده و در برابر مواد شیمیایی و خورنده و اشعه UV مقاوم و انعطاف آن تا 4 برابر سطح مقطع میباشد. برای تزریق آن به گان تزریقی نیاز است.
یکی از معایب بتن، شکنندگی آن(مقاومت کششی پایین و مقاومت کم در برابر بازشدگی و گسترش ترکها) است. در گسترش و توسعه مصالح شبیه بتن، الیاف های مسلح کننده نقش مهمی داشته اند. بتن الیافی در حقیقت نوعی کامپوزیت است که با به کارگیری الیاف تقویت کننده داخل مخلوط بتن، مقاومت کششی و فشاری آن، فوقالعاده افزایش می یابد . این ترکیب کامپوزیتی، یکپارچگی و پیوستگی مناسبی داشته و امکان استفاده از بتن به عنوان یک مادة شکل پذیر جهت تولید سطوح مقاوم پرانحنا را فراهم می آورد . بتن الیافی از قابلیت جذب انرژی بالایی نیز برخوردار است و تحت اثر بارهای ضربه ای به راحتی از هم پاشیده نمی شود. شاهد تاریخی این فناوری، کاربرد کاهگل در بنای ساختمان است. در واقع بتن الیافی نوع پیشرفته این تکنولوژی میباشد که الیاف طبیعی و مصنوعی جدید، جانشین کاه و سیمان جانشین گل به کار رفته در ترکیب کاهگل شدهاند از حدود 3500 سال قبل، مصالح ساختمانی شکننده مثل آجرهای رسی خشک شده با آفتاب با الیاف هایی مثل موی اسب و کاه و... مسلح می شده اند.
مفهوم الیاف مسلح کننده نوین در سالیان اخیر مطرح شده است و در ابتدا خمیرهای سیمانی شکننده با الیاف پشم شیشه مسلح گشتند. هنگامی که در سال 1990 تکنولوژی تولید صفحات سقفی و لوله ها ایجاد شد، الیاف شیشه ای دیگری نیز تهیه گردید و به کار رفت.
الیافهای شیشه ای معمولی در محیط قلیایی سیمان مقاوم نیستند و لذا با افزودن دی اکسید زیرکونیوم الیافهای مقاوم در برابر این محیط شکل گرفتند تاثیر مهم الیاف فولادی بر گسترش سیمانهای مسلح در سالهای 1963 و 1964 مطرح گردید.

نقش اصلی الیاف با طول کوتاه پخش شده ,کنتـرل بازشـدگی و انتشـار ترک هاسـت. انواع الیاف های بتن مورد استفاده در بتن های سازه ای به شرح زیر میباشد.
1-الیاف های فولادی در شکلها و ابعاد مختلف و نیز ریز الیاف ها
2-الیاف شیشه ای که در ملاتهای سیمانی فقط به عنوان الیاف مقاوم در برابر محیط قلیایی به کار میرود.
3-الیاف مصنوعی شامل پلی پرو پیلن , پلی اتیلن , پلی الفین , پلی وینیل الکل و ...
4-الیاف کربنی , قیری و پلی اکریلونیتریل
چگونگی تاثیر الیاف بر ترک خوردگی ملات سیمانی بدین صورت است که به علت وجود الیاف ترکهای جداگانه بزرگ توسط مجموعه ای متراکم از میکرو ترک ها جایگزین می شود که از دیدگاه ایمنی و دوام قابل قبول است.
الیاف های طبیعی گیاهی برای بتنهای توانمند مناسب نیستند.
الیافهای پشم شیشه به علت اثرات مخرب بر سلامت انسان و محیط زیست به طور کلی ممنوع شده و با الیاف های پلیمری جایگزین شده اند
الیاف های فولادی در بتن های سازه ای و قدرتمند مهم هستند و قلابهای انتهایی و تغییرات مختلف انجام شده بر روی شکل این الیاف سبب افزایش پیوستگی بین الیاف و ملات و افزایش تاثیر ملات میگردد .
الیافهای با سختی زیاد و الیافهای پلی پروپیلن رشته ای با طولهای متغیر از 10 تا 80 میلی متر و قطرهای از 0.5 تا 1.5میلی متر در احجام بالا(0.5 تا 2 درصد) به منظور افزایش مقاومت، طاقت و نیز مقاومت در برابر ضربه و خستگی در المانهای بتنی بکار می روند.
الیاف پلی پروپیلن با مدول الاستیسیته پایین دارای دو کاربرد هستند. این الیاف در مقادیر کم(1 کیلو گرم بر متر مکعب) برای کنترل ترکهای جمع شدگی بتن تازه در ساعات اولیه گیرش استفاده می شود. در زمانهای اولیه، مدول یانگ بتن تازه مشابه مدول یانگ این الیاف است.
الیافهای پلی پـروپیلن در دیوارهـای بتنـی سـاختمانهای آپارتمـانی نیز استفاده می شوند زیرا در مجاورت آتش و حرارتهای بالا ذوب شده و کانالهایی را برای تخلیه فشار داخلی ایجاد شده، فراهم می کنند و تخریب سازه را به تعویق می اندازند..
بتن یکی از مهمترین مصالح ساختمانی است که استفاده از آن در همه کشور های دنیا رو به افزایش است. دلایل این امر در دسترس بودن مصالح، ارزانی نسبی آنها، تولید نسبتا آسان و گستره وسیع استفاده در ساختمان ها و سازه ها می باشد علاوه بر آن، از حدود 30 سال قبل مفهومی تحت عنوان بتن توانمند نیز مطرح شده است.این مصالح نوین، بتنی است که خصوصیاتی از آن برای کاربردها و محیط های خاصی توسعه یافته است. این خصوصیات شامل مقاومت، دوام، مقاومت در برابر عوامل مهاجم خارجی، سخت شوندگی، کرنش بالا, نمای ظاهری مناسب و ... می باشد. بطور کلی بتن های مدرن شکننده تر از بتنهای نیمه اول قرن بیستم هستند و دارای مقاومت بالاتر،حرارت بیشتر هیدراسیون و معمولا دوام کمتری هستند مگر اینکه بطور ویژه ای طرح گردند. در نتیجه بتنهای توانمند مطرح شدند که عمدتا توسط الیاف پخش شده در شکلهای مختلف مسلح میشوند.

کامپوزیتهای سیمانی مهندسی (ECC) یا بتن پودری دوباره فعال شده (RPC) اسامی عمومی بتن های با مقاومت بسیار بالا هستند که در اوایل دهه 1990 در فرانسه توسعه یافت و مقاومت های فشاری بیش از 800 مگا پاسکال و مقاومت کششی بیش از 100 مگا پاسکال بدست آمد . در این بتن سنگدانه های درشت وجود ندارد و ماکزیمم اندازه سنگدانه در آنها 0.3 میلی متر است . برای بهبود شکل پذیری، الیاف فولادی در حدود 5 درصد وزنی به این ترکیب اضافه می شوند(با طول کمتر از 3 میلی متر) . سایر مواد تشکیل دهنده، دوده سیلیسی، ریزدانه های کوارتزی، فوق روان کننده ها و مقادیر زیاد سیمان پرتلند(بیش از 1000 کیلو گرم بر متر مکعب ) می باشند. این مصالح تحت نام تجاری دوکتال ( ductal ) و با مقاومت فشاری 100 تا 200 مگا پاسکال برای سازه های پل بتنی و تولید المانهای پیش ساخته نازک، تولید شده است. یک نوع دیگر از این بتن ها بتن BSI است. یک بتن مسلح با الیاف خود متراکم که در آن کلیه اجزا به صورت خشک با یکدیگر مخلوط می شوند.این نوع بتن به مراقبت حرارتی و ویبره نیاز ندارد و مستقیما در قالب جای می گیرد. بعد از 28 روز دارای مقاومت کششی مستقیم 8 تا 10 مگا پاسکال و مقاومت فشاری 150 مگا پاسکال می شود.بتن خود تراکم (SCC) یا بتن خود تسطیح (SLC) می توانند بدون هیچ گونه لرزش اضافی بر روی خود جریان یابند و بدون اینکه جداشدگی یا آب انداختگی اتفاق بیفتد، در قالب جای گیرند . مقادیر زیاد سنگدانه های ریز (زیر 0.125 میلی متر )، مقادیر زیاد سیمان پرتلند، ترکیب آب مناسب و فوق روان کننده ها اسلامپ بیش از 270 میلیمتر را برای این نوع بتن، ایجاد می کند. بتن خود متراکم به آسانی از میان آرماتورهای فولادی متراکم عبور می کند. با اضافه کردن الیاف به این ترکیب، شکل پذیری آن افزایش می یابد. بتن خود تسطیح برای اجرای سقفهای صنعتی بدون هیچ گونه کف سازی اضافی به کار می رود. در بتنهای توانمند، ترکیبی از اندازه ها و مقادیر مختلف الیاف فولادی به شکل گیری خصوصیات ویژه ای در بتن کمک میکند که شامل کنترل میکرو ترکها، افزایش مقاومت کششی و بهبود شکل پذیری است. اضافه کردن میکرو الیاف ها تاثیر زیادی بر روی مقاومت فشاری بتن دارد اما تاثیر آن بر روی مقاومت کششی اندک است . الیاف فولادی بلندتر به افزایش مقاومت و طاقت کمک می کند. دوده سیلیسی یک ماده پوزولانی است که به افزایش مقاومت کمک می کند و معمولا جایگزین 5 تا 10 درصد سیمان پرتلند می شود تا کامپوزیتهای توانمند شکل گیرد . افزایش تراکم و کاهش نفوذپذیری در برابر آب و سایر عوامل مخرب،زمانی که دوام بلند مدت سازه های بتنی مد نظر باشد اهمیت بیشتری می یابد . دوده سیلیسی به عنوان عامل پیشگیری کننده در برابر واکنش قلیایی سنگدانه ها,نفوذ یونهای کلر و کربناسیون را کاهش می دهد. بجای دوده سیلیسی می توان از سایر ریزپرکننده ها مثل متاکائولین استفاده نمود.
ملات مسلح با الیاف کربن (GFRM) و بتن مسلح با الیاف کربن (CFRC) بخاطر مقاومت خمشی و طاقت زیاد، جمع شدگی کم و خصوصیات الکتریکی نظیر حساسیت به ولتاژ مورد توجه قرار گرفته اند. کاربرد الیاف کربنی نسبتا ارزان برای پلها و سایر سازه های مهندسی و نیز به عنوان نمای ساختمانها مناسب است. در مناطقی که تاثیرات تهاجمی آب دریا و بادهای قوی وجود دارد (ژاپن) CFRC در المانهای سازه ای پلها بکار می رود زیرا دوام آن از الیاف فولادی بیشتر است.
بتن الیافی نفوذ ناپذیر با ملات (SIFCON) یک کامپوزیت قوی است که در آن مقادیر زیاد الیاف فولادی با فناوری خاصی بکار برده شده است . ابتدا الیاف ها در قالب قرار می گیرند و سپس مجموعه این الیاف با ملات سیمانی که بین آنها نفوذ می کند گرفته می شود.حجم الیاف مصرفی بین 8 تا 12 درصد و حتی گاهی بالاتر است و طول آنها نیز می تواند بین 100 تا 200 میلیمتر باشد. ملات سیمانی از ماسه ریز دانه، سنگدانه های بسیار کوچک و سایر مواد افزودنی مثل خاکستر بادی و سیلیکا فوم تشکیل می شود روانی زیاد این ملا ت برای نفوذ مناسب در مجموعه متراکم الیاف در قالب ضروری است. مقاومت زیاد در برابر بارهای ضربه ای از ویژگی های ممتاز این مصالح است. هنگامی که الیاف ساده با شبکه های بافته شده جایگزین گردد، از نام SIMCON برای این مصالح استفاده می شود ( بتن گسترده نفوذپذیر با ملات).کاربرد عمده این مصالح در روسازیهای تحت بارگذاری سنگین، محفظه های ضد تروریستی و دیوار خزانه بانکها است . البته هزینه در این موارد سنگین است.
هدف اصلی استفاده از افزودنی های حباب ساز، پایدارسازی حباب های هوای ایجاد شده در بتن در طی فرآیند ساخت بتن بوده تا بدین وسیله مقاومت در برابر چرخه ذوب و یخ افزایش یابد . حباب ها باید به صورت یکنواخت در خمیر سیمان پخش شده و دارای اندازه ( در حدود 10 تا 1000 میکرومتر ) و فاصله مناسب از یکدیگر باشند تا مقاومت در برابر چرخه های پی در پی ذوب و یخ تامین گردد . همه فضای اشغال شده توسط آب در بتن به وسیله محصولات فرآیند هیدراتاسیون پر نشده و روزنه هایی مویین در بتن باقی می ماند که در شرایط اشباع این روزنه ها پر از آب هستند . در صورتی که آب موجود در این روزنه ها یخ بزند حجم آن افزایش پیدا کرده و تنشی را در بتن ایجاد می کند که بیش از مقاومت کششی بتن می باشد . در نتیجه بتن های بدون افزودنی های حباب ساز در چنین شرایطی ترک خورده و پوسته شدگی در آن اتفاق می افتد. حباب های هوای موجود در بتن ارتباط بین روزنه های مویین را قطع کرده و به صورت مخازنی عمل می کنند که آب در آن ها جمع شده و بدین ترتیب مانع از وارد شدن تنش به بتن می شود . با این وجود افزایش مقدار هوا در بتن کاهش مقاومت را در پی خواهد داشت . مقدار هوای مورد نیاز برای تامین مقاومت در برابر چرخه ذوب و یخ بر اساس حداکثر اندازه سنگدانه تعیین شده است . به طوری که با افزایش اندازه سنگدانه و به تبع آن کاهش مقدار خمیر مورد نیاز برای تامین یک کارایی ثابت ، مقدار هوای مورد نیاز نیز کاهش می یابد . به طور کلی مقدار هوای مورد نیاز در بتن برای مقاومت در برابر چرخه ذوب و یخ در حدود 3 تا 9 درصد حجمی بتن می باشد . قرار دهی ، تراکم و پرداخت نامناسب بتن می تواند منجر به از دست رفتن حباب های هوا گردد . انتخاب مناسب مصالح در ساخت بتن های مقاوم در برابر چرخه ذوب و یخ بسیار مهم بوده چرا که عدم سازگاری بین عوامل حباب ساز با سایر اجزای بتن می تواند میزان اثر گذاری این ترکیبات را به مقدار زیادی کاهش دهد . به کارگیری این افزودنی ها موجب افزایش کارایی و چسبندگی بتن در حالت تازه شده ، از این رو استفاده از این افزودنی ها امکان کاهش مقدار آب اختلاط را فراهم کرده و از این طریق تا حدودی کاهش مقاومت ایجاد شده در اثر حفظ حباب های هوا جبران می شود.هوای ایجاد شده در بتن به طور کلی با هوای محبوس شده در بتن متفاوت است. هوای محبوس شده در بتن به صورت اتفاقی در بتن پایدار شده و اندازه آن حدود 1 تا 3 میلیمتر میباشد. اما حباب های موجود در بتن که توسط افزودنی های حباب ساز ایجاد میشوند, به صورت عمدی در بتن پایدار شده اند و اندازه آنها در حدود 0.05 تا 0.2 میلیمتر است.نکته ی مهم این است که افزودنی های حباب ساز در بتن حباب تولید نمی کنند بلکه حباب هایی که در طول فرایند اختلاط وارد بتن میشود را پایدار میکند.
-%D8%A8%D8%AA%D9%86.jpg)
موارد کاربرد افزودنی های هوازا
وارد کردن هوای کنترل شده در گستره وسیع در انواع بتن های:
1- طرح اختلاط معمولی
2-فاقد روانی
3- محتوی خاکستر بادی با کربن زیاد
4- محتوی مقادیر زیادی از مواد ریزدانه
5- محتوی سیمان یا قلیایی زیاد
6-بتن ریزی در هوای گرم
7- زمان اختلاط طولانی
امتیازات افزودنی های هوازا
وارد نمودن حد بهینه حباب هوا در بتن منجر به اصلاحات کیفی زیر می شود:
1- افزایش مقاومت در برابر چرخه های یخ و ذوب
2- کاهش نفوذ پذیری و در نتیجه افزایش خاصیت آب بند کنندگی
3- کاهش جداشدگی و آب انداختگی
4- بهبود روانی و کارپذیری
5- آماده بودن محلول باعث پخش بهتر آن می شود.
جهت مطالعه مقاله افزودنی های هوازا ( حباب ساز ) به صورت کامل می توانید به وب سایت کلینیک بتن ایران مراجعه نمایید .
سرعت پالس اولتراسونیک (UPV) یک روش غیر مخرب مؤثر (NDT) برای کنترل کیفیت مواد بتنی و شناسایی آسیب در اجزای سازنده است. روش های UPV به طور سنتی برای کنترل کیفیت مواد، بیشتر مواد همگن مانند فلزات و اتصالات جوش استفاده شده است. با پیشرفت اخیر در تکنولوژی مبدل، این آزمایش در آزمایش مواد بتنی به طور گسترده پذیرفته شده است. آزمایش اولتراسونیک بتن یک راه موثر برای ارزیابی کیفیت و یکنواختی و برآورد عمق کرک است. روش آزمون استاندارد برای سرعت پالس از طریق بتن ASTM C 597

آزمایش سونوگرافی بتن - چگونه کار می کند؟
مفهوم فناوری اندازه گیری امواج صوتی در یک محیط است و آنها را با خواص کششی و تراکم مواد مرتبط می کند. زمان سفر امواج التراسونیک. به طور کلی، برای یک مسیر مشخص، به بتن با کیفیت پایین با ناهنجاری ها و کمبودها مرتبط است، در حالیکه ارتباط با بتن با کیفیت بالا با انحرافات کمتری دارد. وقتی موج اولتراسونیک در ناحیه تست گسترش می یابد، موج در مرز منعکس می شود این باعث افزایش زمان انتقال (سرعت موج پایین) در کیفیت پایین و سرعت انتقال بالاتر در بتن با کیفیت خوب می شود.

تست اولتراسونیک بتن - پیکربندی آزمایش تست بتن - مفهوم پیکربندی های مختلف مبدل ها می تواند برای انجام آزمایش UPV استفاده شود. این شامل انتقال مستقیم، انتقال نیمه مستقیم و انتقال غیر مستقیم (سطح) است. شکل بالا نشان می دهد پیکربندی های مختلف مبدل بر اساس سطح منطقه تست. سرعت اولتراسونیک توسط تنظیمات مبدل پیش بینی شده است. شکل زیر نشان دهنده اثر ناهنجاری های بتن و نقص در سرعت مربوطه در طول یک مسیر مشخص است.

Couplant تماس بتن-مبدل
مبدلهای UPV باید با سطح بتن کاملا تماس داشته باشند؛ در غیر این صورت (به عنوان مثال اندازه گیری بی رویه از زمان حمل و نقل). یکی از دلایل این است که تنها مقدار ناچیز موج در یک تماس ضعیف منتقل خواهد شد. می توان از متصل کننده های مختلف (به عنوان مثال ژله، روغن، صابون مایع و کائولین گلیسرول خمیر) استفاده کرد. توصیه می شود که لایه لینک را تا حد ممکن نازک کند.
استفاده از آزمایش UPV برای بتن
روشهای ترکیبی NDT SonReb
چندین محقق و مهندس استفاده از آزمایش اولتراسونیک را مورد مطالعه قرار داده اند
1- تعیین سرعت پالس
2- ارزیابی کیفیت بتن
3-ایجاد یکنواختی و یکنواختی بتن
4- اندازه گیری سطح عمق کراک
5- پیش بینی مقاومت فشاری بتن
پارامترهای تحت تاثیر قرار UPV -
برای انجام یک آزمایش اولتراسونیک قابل اعتماد بتن، سطح بتن باید تمیز و بدون گرد و غبار باشد. اتصال مناسب برای ایجاد یک اتصال ایده آل بین مبدل های بتونی و UPV مورد نیاز است. توجه ویژه باید به میلگرد در بتن، از آن است که بسیار بالاتر از بتن است. تفسیر نتایج آزمایش در زمینه دشوار است. پیکربندی مستقیم ایده آل برای گرفتن قرائت قابل اعتماد است. با این حال، استفاده از این پیکربندی عمدتا به آزمایشگاه محدود می شود. به طور خلاصه، مسائل زیر باید قبل، در طی و بعد از انجام آزمایش مورد توجه قرار گیرد:
1- ویژگی های بتن (اندازه، نوع و محتوای جمع)
2- اتصال دهنده / گیرنده مبدل
3- حضور آرام
4-پیکربندی سنسور
جهت هرگونه سوال یا پرسش و نحوه ی آزمایش التراسونیک بتن و تست های غیر مخرب بتن می توانید با واحد آزمایشگاهی کلینیک بتن ایران(مهندسین مشاور مهرازان پایدار) تماس حاصل فرمایید.